((دو سه خط تا گل))
چون موج باد رقصیده در موی لخت شاخه ها
پر هیاهو
گاه ساده
همچنان در درونم گریه های کودکی بیطاقت است
گل من!
من نبودم، من نبوده ام
رفته بودم تاسایبانهای خدا
به گمانم نوح من خفته چون یاران غار
و آب جهان را برداشت
*
من از بیابانها می آیم
مردمش خفته چون نابینایان
و کودکی مانده بود در زیر پوست چین چین لحظه ها
بعد رفته بودم تا سایبانهای خدا
مستم چون حوریان از یاس وجودش مست
مستی ام از لاله و شمشاد نیست
مستی ام از جام می و لعل ناب نیست
مستم از بوی خوش احول تو
مستم از قد قامت زیبای تو
سلسله بند توام ای دوست نرنج
بر دست بسته عاشق مغموم نرنج
می روم با پای آبله گیر
بگذار و بگذر زین حدیث
بر خرد من خرده مگیر
می شکستم می گسستم مست از می الستم
می تراویدم
می دویدم در تنم
چون سفیر باد در گوش سحرگاهان
هر پگاه
قد قامتت می رفتم با آب برویم
بر خاک سجودم
بخواب
بخواب ای وسوسه کور
بی صدا جا بمان در سکوت لحظه ها
بیا با من گل من
آنجاست سایبانهای مهر خدا
با من بیا تا صعود رنگ
تا طلوع ملکوت نوا
بیا
تا رهایی رنگ دور نیست
در خم کوچه های شک نمان
شک برای یقین زیباست
گل من خاریمان از آن خارهای نار
از سجود در آستانه ی قیام وجودند یاران غار
با من بیا تا طلوع یاس یک گلبرگ مانده
پرش ثانیه ها مکان را از یاد برد
کنون ببین
در شکن و گذر ثانیه ها
نقطه آغاز طلوعیم ما
رها آبان 87