تبليغاتX
رهای رها رهای رها

درباره ی ما


سلام این منم
خودم
رهای رها ...

پیوند روزانه


Far30Mobile
SHophaa

زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين

جستجو

"لطفا از کلمات کلیدی برای جستجو استفاده کنید !!!



طراح قالب


www.TakTemp.com


Main

My profileRegistration

Log out


رهای رها

شوخی کاغذی...
موضوع:

 

آدمک آخر دنیاست بخند

آدمک مرگ همین جاست بخند

دست خطی که تو را عاشق کرد

شوخی کاغذی ماست بخند

آدمک خر نشوی گریه کنی

کل دنیا سراب است بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی

به خدا مثل تو تنهاست بخند...

آدمک آخر دنیاست بخند

آدمک مرگ همین جاست بخند

 دست خطی که تو را عاشق کرد

شوخی کاغذی ماست بخند

               شوخی کاغذی ماست بخند

                                 شوخی کاغذی ماست بخند...

نوشته شده توسط :رها | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388|

و باز هم عشق...
موضوع:

هر عشقی می میرد

خامووشی می گیرد

عشق تو نمی میرد

بعد از تو دیگری

در قلبم

 جایت را نمی گیرد...

نوشته شده توسط :رها | لينک ثابت |شنبه هجدهم مهر 1388|

((دو سه خط تا گل))
موضوع:

((دو سه خط تا گل))

چون موج باد رقصیده در موی لخت شاخه ها

پر هیاهو

گاه ساده

همچنان در درونم گریه های کودکی بیطاقت است

گل من!

من نبودم، من نبوده ام

رفته بودم تاسایبانهای خدا

به گمانم نوح من خفته چون یاران غار

و آب جهان را برداشت

*

من از بیابانها می آیم

مردمش خفته چون نابینایان

و کودکی مانده بود در زیر پوست چین چین لحظه ها

بعد رفته بودم تا سایبانهای خدا

مستم چون حوریان از یاس وجودش مست

مستی ام از لاله و شمشاد نیست

مستی ام از جام می و لعل ناب نیست

مستم از بوی خوش احول تو

مستم از قد قامت زیبای تو

سلسله بند توام ای دوست نرنج

بر دست بسته عاشق مغموم نرنج

می روم با پای آبله گیر

بگذار و بگذر زین حدیث

بر خرد من خرده مگیر

می شکستم می گسستم مست از می الستم

می تراویدم

می دویدم در تنم

چون سفیر باد در گوش سحرگاهان

هر پگاه

قد قامتت می رفتم با آب برویم

بر خاک سجودم

بخواب

بخواب ای وسوسه کور

بی صدا جا بمان در سکوت لحظه ها

بیا با من گل من

آنجاست سایبانهای مهر خدا

با من بیا تا صعود رنگ

تا طلوع ملکوت نوا

بیا

تا رهایی رنگ دور نیست

در خم کوچه های شک نمان

شک برای یقین زیباست

گل من خاریمان از آن خارهای نار

از سجود در آستانه ی قیام وجودند یاران غار

با من بیا تا طلوع یاس یک گلبرگ مانده

پرش ثانیه ها مکان را از یاد برد

کنون ببین

در شکن و گذر ثانیه ها

نقطه آغاز طلوعیم ما

رها آبان 87

نوشته شده توسط :رها | لينک ثابت |پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388|

بچه گیا...
موضوع:

 

(( بچه گیا))

(غزل های خوب کودکی ام

بلند شو کمی بتاب!

قطعه های نور و پولکی ام

بلند شو کمی بتاب!)

ماهی قرمز تنگ بلور

ستاره های توش باشکست هزارتا نور

ابرای گوله گوله و مثه پشمک

چشای پف کرده سر صبح

پر خنده پر چشمک

خنده های ریز ریز

دستای خیلی تمیز

بابا و بوی نون سنگک

مامانو چایی و دم پختک

قصه شبای عزیز

روسرش لچک گل دار وتمیز

تو کوچه ها بوی شب بو می دوید

جمعه ها

نماز جمعه با طعم بستنی

روی ایون دعوا سر

پف فیل و یه عالمه آدمسای خاستنی

ظهر که می رفتیم پارک ملت

 دعوا سره سرسره بود و لیسک

همه نگرانیمون چی بود؟

تموم شدن سهم آدامسو پفک!

می شه مگه اون همه خاطره رو لگد کرد ؟

بزرگ شد و سبد سبد ستاره رو ترک ترک کرد؟

گلدونو را بشکن جاش گل مصنوعی بذار

کلاس داره دختر یادت نره پستیژ مصنوعی بزار!

یادش بخیر بچه بودیمو گرایه هامون  زورکی

حالا گرایه هامون شده راستی راستکی

اما کجا؟

 همین این ورا

یا اون ورا

یاد گرفتیم دل همو خوب بشکنیم

بعد همش تند تند  می گیم:

چرا اقاقیا دیگه صفا نداره؟

یاسهای توی ایون دیگه بوی وفا نداره؟

با اجازه

من دیگه دوست دارم بچه بشم

دوست دارم دوباره توی کوچه ها

بوی لطیف  شب بوها

 شبا تو موهام گم بشن

باز دوباره طعم یاس تو مذاق اشکای زورکیم مخلوط بشن

اقاقیا واسم دس تکون بدن

موهام باشه مشکی مثه پر زاغک

چشام همش پاشیده توش شیتونک

گلای مصنوعی نمی خوام

پستیژو خنده های زورکی نمی خوام

بی خیال هر چی کلاس

یادت باشه بوی یاس تموم نشه

دلای مثه الماس تموم نشه

اقاقیای اخمالو باز دوباره مهربون می شه

آسمونا دوباره واست ستاره بارون می شه

ابرای خسته دوباره پر بارون می شه...

رها 21 مرداد88

نوشته شده توسط :رها | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388|

گل از دامن خاک رسته و ...
موضوع:

گل از دامن خاک رسته

  • گل از دامن خار رسته  کجایی که در این دیر و کویر
  • حافظه ی شن و خاک
  • پاک پاک است
  • از آن عطر دل افسون
  • که به گیست هوس باد شدن را میداد
  • گل از دامن خار رسته کجایی که در این دشت و دمن
  • سینه ی سبز چمن
  • خون شدست 
  • سرخ از آن لعل لبت
  • که به لبها هوس لاله شدن را میداد
  • گل از دامن خار رسته کجایی که در ایر کوه و کمر
  • دل سنگ آب شدست
  • چشمه باز کرده به راهت
  • که قدم بست به هجر
  • تا دل  برکه ی  آه
  • که به ماهی هوس ماه شدن را میداد


((تکه های خسته  من))

نیمه های احساس

نیمه های شرم

لکه های روغن و دودغلیظ به هم آمیخته

وااای...چه خسرو بی صلاحیم من

چه کنم؟

دلم را به سیخ بکشم؟

چه کنم من؟

مکث است بودن من

در خلاء تو

من اسیر تو ام ای دوست بخند...

بخند بر رهگذری که ادعایش می شد ولی سرید

بخند بر صورتکی که گم شد پشت فغان سکوت تو...

من کجایم در این نیمه تاریک خودم

موج می خورم

قلت می زنم

خسته ام از واج های صدایم

خسته ام از سکوت های نوایت

آزادی، بخند!

حائلی بین من نیست با من

مگر خط کش ادب معلم کلاس پنجم دبستانم

خستگی هم مسریست

مثله صدای گرفته من

زمهریر سردم  قندیل می بندد جاده فکر را

سیگنال های اندوه

گره می خورند با افکار

و متجلی در حرکاتند

و تو را می سوزند

و مرا

باید مواظب بود

از دست این سیگنال های موذی

باید مواظب بود

رهگذر خسته من...

رها

20 تیر 88

نوشته شده توسط :رها | لينک ثابت |دوشنبه پنجم مرداد 1388|

گاهی...
موضوع:

 

گاهی الکن می شوم برای گفتن ساده ترین ها

گاهی در عین سادگی راحت می گویم

و آنوقت است که دیوار ها هم گوش می شودند

و کویر و شن ها و باد

می شنوند و می نوازند...

هر واج هر صدا تکه تکه های حروف و هجا

آخر مگر نمی دانید ؟

تنها صداست که می ماند...

آنها می دانند و لطافت خدا را در بین انگشت های من می بینند

میان چین و لرزش ابریشم دامنم

میان لرزش لبها و گونه های شرجی ام

میان آه ها

Click to view full size image

و لابه لای امواج طره های سرکش و سیاهم که خط می کشند در باد

و میان تازگی وحشی نگاهم که سر می خورد تا ابدیت...

تا ترس

تا نگاه

تا دیده های بی فروغ مردگان

یا روشن ارواح

آنطرف در امتداد سایبان دستم

نور ارواح باستانی میان صحرا می روند آرااام

گاه با هیبتی عظیم مرا می نگرند

و در پس هجاهای بی صدا

انگار سکوتی عظیم تر از صدا

در نی نی نگاهشان که بدن مرا می لرزاند

عظمتی عجیب جاریست...

هولی در سینه ام می افکند

در هر دم و بازدم

در نگاه تلخم

در خشکی لبهایم

و هر بازدم وحشیم...

رها خرداد 88

نوشته شده توسط :رها | لينک ثابت |دوشنبه بیست و دوم تیر 1388|

گروه 99 !!!
موضوع:

 پادشاهی که بر یک کشور بزرگ حکومت می‌کرد ، باز هم از زندگی خود راضی نبود . اما خود نیز علت را نمی‌دانست . روزی پادشاه در کاخ قدم می‌زد . هنگامی که از آشپزخانه عبور می‌کرد ، صدای ترانه‌ای را شنید

به دنبال صدا ، پادشاه متوجه یک آشپز شد که روی صورتش برق سعادت و شادی دیده می‌شد . پادشاه بسیار تعجب کرد و از آشپز پرسید : چرا این‌قدر شاد هستی ؟ آشپز جواب داد : قربان ، من فقط یک آشپز هستم ، تلاش می‌کنم تا همسر و بچه‌ام را شاد کنم ، ما خانه‌ای حصیری تهیه کرده‌ایم و به اندازه‌ی کافی خوراک و پوشاک داریم ، بدین سبب من راضی و خوشحال هستم

پس از شنیدن سخن آشپز ، پادشاه با نخست‌وزیر در این مورد صحبت کرد . نخست‌وزیر به پادشاه گفت : قربان ، این آشپز هنوز عضو گروه ۹۹ نیست . اگر او به این گروه نپیوندد ، نشانگر آن است که مرد خوشبینی است . پادشاه با تعجب پرسید : گروه ۹۹ چیست ؟

نخست‌وزیر جواب داد : اگر می‌خواهید بدانید که گروه ۹۹ چیست ، باید کاری انجام دهید ، یک کیسه با ۹۹ سکه‌ی طلا جلوی در خانه‌ی آشپز بگذارید ، به زودی خواهید فهمید که گروه ۹۹ چیست

پادشاه بر اساس حرف‌های نخست‌وزیر فرمان داد یک کیسه با ۹۹ سکه‌ی طلا را جلوی در خانه‌ی آشپز قرار دهند .

آشپز پس از انجام کارها به خانه بازگشت و جلوی در کیسه را دید . با تعجب کیسه را به اتاق برد و باز کرد . با دیدن سکه‌های طلایی ابتدا متعجب شد و سپس از شادی آشفته و شوریده گشت . آشپز سکه‌های طلایی را روی میز گذاشت و آن‌ها را شمرد . ۹۹ سکه ؟ آشپز فکر کرد اشتباهی رخ داده است . بارها طلاها را شمرد . ولی واقعا ۹۹ سکه بود . او تعجب کرد که چرا تنها ۹۹ سکه است و ۱۰۰ سکه نیست . فکر کرد که یک سکه‌ی دیگر کجاست ؟

شروع به جستجوی سکه‌ی صدم کرد . اتاق‌ها و حتي حیاط را زیر و رو کرد . اما خسته و کوفته و ناامید به این کار خاتمه داد . آشپز بسیار دل‌شکسته شد و تصمیم گرفت از فردا بسیار تلاش کند تا یک سکه‌ی طلایی دیگر به دست آورد و ثروت خود را هر چه زودتر به یک صد سکه‌ی طلا برساند.

آن شب تا دیروقت کار کرد . به همین دلیل صبح روز بعد دیرتر از خواب بیدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد کرد که چرا او را بیدار نکرده‌اند . آشپز دیگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمی‌خواند . او فقط تا حد توان کار می‌کرد . پادشاه نمی‌دانست که چرا این کیسه چنین بلایی بر سر آشپز آورده است و علت را از نخست‌وزیر پرسید

نخست‌وزیر جواب داد : قربان ، حالا این آشپز رسما به عضویت گروه ۹۹ درآمده است . اعضای گروه ۹۹ چنین افرادی هستند ، آنان زیاد دارند اما راضی نیستند ، تا آخرین حد توان کار می‌کنند تا بیشتر به دست آورند ، می‌خواهند هر چه زودتر یک‌صد سکه را از آن خود کنند و این علت اصلی نگرانی‌ها و دردهای آن‌هاست . آن‌ها به همین سادگی شادی و رضایت را از دست می‌دهند و اعضای گروه ۹۹ نامیده می‌شوند

موفقیت" بدست آوردن چیزی است که دوست داریم و "خوشبختی" دوست داشتن چیزی است که بدست آورده ایم

نوشته شده توسط :رها | لينک ثابت |چهارشنبه هفدهم تیر 1388|

((منو تنهایی وخانه)) یکی از شعرام...
موضوع:

 

((منو تنهایی وخانه))

منو تنهایی و خانه

و باز بر کفم رقص آب مستانه

منو یک جنگل از تک درخت غرور

منو کهکشانی از جنس نور

منو آن سر پر سودای شوریده ام

منو آن سکوت فغان آلوده ام

منو رهنورد رخوت آلوده ام

منو سردی قدم های افسرده ام

منو مردمکهای دلمرده ام

منو یک آسمان آسمان

منو بی قراری این اسب دوان

منو بغض نیمه شب های تیره بی حضور

و روحی گرفتار در تنگ بلور

منو سیب های نارس چیده ام

که با پنجه های کریستالی ام چیده ام

منو آغوش پیچک های تنگ عادت

و چشمانی صمیمی تر زچشمان چکاوک

منو افکار چون گیسو پریشان

منو صد هزاران طرح بی جان

سر سودایی عادت معابم

و رویا های بکر نابم

منوآغوش خیس  خیس  دریا

وگستاخی آن موج سر کش و بی محابا

منو موج طوفانی و تیر شکسته

و صدها مرغ دریایی بال بسته

منو سرمستی آن تاک پیچان

و سیلی های سرخ باد رقصان

منو یک سبد تنهایی بی دریغ

و حسی گرفتار در زیر میغ

منو سختی دیواره های تنگ بلور

بدور تپش های سرخ حضور

منو کودکی آکنده از عطر شب بو

و سوسوی ستاره های شیطان و ترسو

منو شب های جیر جیرک های جیران

منو آهنگ عطر خیس باران

ونوای دور دست آن هزاران

منو عطر باران خورده خاک بهاران

منو طرح پیچش یک جوانه

و باز برکفم رقص باران اینچنیم مستانه

بر تن شیشه ای پنجره ام غبار گرفته رنگ مه

و باز...

منو تنهایی و خانه

منو تنهایی و خانه...

رها آبان 85

اینم به افتخار یکی که ماهی دوست داره منم اونو دوست دارم.

نوشته شده توسط :رها | لينک ثابت |سه شنبه شانزدهم تیر 1388|

روزت مبارک بابایی
موضوع:




father day - روز پدر


www.parstak.com - روز پدر


 father day - روز پدر

 


 

نوشته شده توسط :رها | لينک ثابت |یکشنبه چهاردهم تیر 1388|

جالب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
موضوع:

 

سلام به دوستای عزیزم امتحانا بد یا خوب تموم شد

برام دعا کنید تو امتحانای زندگی سربلند باشم.

 

تست شخصیت با بوی مورد دلخواه

 

آلن هریس محقق و استاد دانشگاه، درباره اهمیت رایحه و حس بویایی می‌گوید: حس بویایی شما، در مغز و دقیقا در منطقه احساسات اولیه واقع شده است. به همین علت است كه ارتباطات بویایی تشكیل شده در دوران كودكی، می‌تواند شخصیت رفتاری شما و سازه‌های ثبت

 آن را در دوران نوجوانی و جوانی شكل دهد.

بنابراین آن بوی خوشی را كه حس می‌كنید لحظات بسیار شادی را برای شما به وجود می‌آورد، از بین گزینه‌های زیر انتخاب كرده و ببینید كه "رایحه " شخصیت شما چه رنگ و بویی دارد؟

 

تذكر: برای شناخت صحیح پاسخ تست و مبهم نبودن از گزینه‌های زیر، فقط یك گزینه را انتخاب نمایید

 

گزینه یك - بوی كلر در استخرهای بزرگ

گزینه دو - بوی كباب، همبرگر

گزینه سه - بوی سبزه و گل

گزینه چهار - بوی كرمهای ضدآفتاب

گزینه پنج - بوی بچه كوچك

 


پاسخ‌ها

 

گزینه یك
مطالعات نشان می‌دهد كسانی كه بشدت به بوی تند و تیز كلر در آب استخر علاقه مندند افرادی مخاطره جو و اهل ریسك هستند كه مدام به دنبال كسب تجربیات جدید هستند. شما عاشق تجربه كردن و در نتیجه شوكهای غیر آشنایی هستید كه یكباره بر شما فرود می‌آید

 

گزینه دو
تحقیقات نشان می‌دهد كه بودن با خانواده برای شما از اهمیت فراوانی برخوردار است و بدین ترتیب همیشه از استرس كمتری نسبت به دیگران بر خوردارید. شما تلاش می‌كنید تا تمام اوقات فراغت خود را با آنها بگذارنید

 

گزینه سه
آیا به خاطر می‌آورید كه همیشه پدرتان را در كارهای مربوط به گل و گیاه و یا مادرتان را برای آماده كردن میز غذا و جمع كردن آن، كمك می‌كردید؟ كسانی كه عاشق بوی چمنهای تازه كوتاه شده و یا گل و سبزه هستند، افرادی مسولیت پذیر و دلسوزند و هرگز كاری را در نیمه راه رها نمی‌‌‌كنند. شما با بوی طبیعت زنده اید و این یعنی شادكامی و سرزندگی، یعنی حیات و شما این حیات بدست آمده از طبیعت را با هیچ چیز عوض نمی‌‌‌كنید

 

گزینه چهار
شما فردی فعال، برون گرا و با نشاط هستید كه شادترین لحظات زندگیتان مربوط به زمانی است كه در حال انجام فعالیتی هستید! یك سحرخیز واقعی كه با اعتماد به نفس بسیار می‌تواند روز را به خوبی آغاز كند

.

گزینه پنج
بوی شیرخشك بچه همیشه شما را سست می‌كند و بوی نوزادان معمولا حسی غریب را در شما زنده می‌كند! حسی كه به واسطه آن، خانواده بیش از همه چیز برایتان اهمیت می‌یابد.ئشما همانند مادران خانه دار و یا مردانی كه عاشق زن و بچه خود هستند، دوست دارید تمام وقت خود را در خانه بگذرانید و از بودن با نوزاد خود لذت می‌برید! بوی خوش شیری كه همیشه از او می‌آید، بی اختیار شما را به سمت خانه می‌كشاند تا بهترین لحظات را با او سپری كنید. شما در خانه بودن، آن هم به دور از هرگونه هیاهو و جنجال را به همه چیز ترجیح می‌دهید.

نوشته شده توسط :رها | لينک ثابت |دوشنبه هشتم تیر 1388|



موضوعات

لینک دوستان

آتشکده دل (عزیزترینم بعد تو ای خدا)
نرجس جان
ساز خدا
یاسی جان
وهم سبز
سلام هم وطن
مهرگان
سوره ی ستاره
آهنگ های قدیمه زیبا
لینک آهنگ بسیار محبوب من لالایی کودکی هایم (گل مریم)
وب نگاشت
آقای مهرپویا
نازی جان
یواشکی رها
مرهم عزیزم

SHophaa
Far30Mobile
فروشگاه شاپ ها
قالب وبلاگ- آموزش فتوشاپ


آرشیو دفتر

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388


نویسنده وبلاگ :

رها

آمار سایت
كاربران آنلاين: نفر
تعداد بازديدها:
RSS

کد های جاوا


Copyright by © www.TakTemp.com & www.shophaa.com & www.j28.ir
کدجاوا و قالب وبلاگ
مدل لباس
www.shereno.com